|
در قلمرو آفتاب اندیشه های آفتابی و پرتوهائی از زندگی شهيدان زادگاهم و برادرم : ابوالفضل شنبه دهم بهمن 1388 :: 10:55 :: نويسنده : محمد حسین صادقی
هوالجميل سه متن و شعر براي تهيه تابلو يادمان شهید علی اکبر صادقیان شهيد ناصر رضازاده و شهید اسماعیل مؤذني جهت نصب در مكان شهادت آن شهيدان گرانقدر (و يا مزار مطهرشان) مطالب و اشعار : در ادامه مطلب ادامه مطلب ... دوشنبه نهم آذر 1388 :: 3:18 :: نويسنده : محمد حسین صادقی
بنام خدا زندگينامه شهيد عليرضا نتيجهبر
در ضمير ما نميگنجد به غير از دوست كس هر دو عالم را به دشمن ده كه ما را دوست بس تقدیم به او و پدر بزرگوارش : مرحوم حاج کریم نتیجهبر بقیه در ادامه مطلب ادامه مطلب ... دوشنبه نهم آذر 1388 :: 0:27 :: نويسنده : محمد حسین صادقی
هوالجميل
چهار مؤلفه شهيد شناسي
وقتي كه بحث از غيرت و شجاعت شهدا و ايثارگران انقلاب و دفاع مقدس پيش ميآيد بعضي از عزيزان نسل سوم به ياد قهرمانان شكستناپذير فيلمهائي ميافتند كه نويسنده و كارگران به آنها قدرت بخشيده تا در هر عملياتي پيروز باشند. اگرچه بسياري از شهدا و رزمندگان به راستي اينگونه بودند ولي قدرت و دريادلي و عظمت آنها را بايد در چيزهاي ديگري جستجو كرد. نبايد به رسم فيلمهاي جديد و مقتلهاي قديم از خود بپرسيم كه اين شهيد چند نفر را كشته است و با چند لشكر درگير شده و چند پادگان و مقر نظامي تسخير كرده و چند نفر را به اسارت گرفته است. چون اكثر فيلمها غير واقعياند و ساخته تخيل نويسندگان آنها و روش رزم در مقتلهاي كهن نیز با توجه به سلاحهای جدید و جنگهای نوین، ديگر كاربرد ندارد كه يك نفر به ميدان برود و با شمشير و گرز و سپر با دشمن درگير شود و بكشد و يا كشته گردد. تصويري كه ما از جنگهاي قديم و جديد در ذهن داريم معمولاً منطبق بر همين قياسات است و ميزان پُردلي و شجاعت و شهامت قهرمانان جنگي را از شگردهاي فيلمسازي و يا مقتلخواني ياد گرفتهايم. در حاليكه درباره شهدا و ايثارگران خودمان نبايد چنين توقع و انتظاري داشته باشيم. حضور در جبهههاي نبرد حق عليه باطل به تنهائي گوياي تمام جوانمردي و رشادت آنهاست و اگر مظلوميت و گمنامي و خلوص نيت را بر مؤلفه حضور بيفزائيم ديگر نبايد دنبال دليل ديگري براي اثبات روح بزرگ آنها بگرديم. آنها با چهار شناخت وارد صحنههاي نبرد شدند و بررسي همين چهار شناخت تا اندازهاي ميتواند شخصيت آنها را به تصوير بكشاند و آن چهار شناخت عبارتند از: 1. هدفشناسي 2. دوستشناسي 3. دشمنشناسي 4. زمانشناسي خاطرات و شخصيت و منش شهدا معمولاً در اين چهار حوزه بايد بررسي و كنكاش شود و ثبت و ضبط گردد و هدف ما در اين راه مقدس نيز همين است.
والسلام محمدحسين صادقي زرقان فارس - بهمن ماه 87
شنبه هفتم آذر 1388 :: 19:14 :: نويسنده : محمد حسین صادقی
بسم رب الشهدا و الصديقين شهيد عباس كوهكن به روایت همرزمانش : مسعود همتی ، غلامحسین مسگرپور ، منصور جمشیدی نیا ، محمد حسین زارع ، زینالعابدین حاج زمانی ، حمید شیعه ، صمد کریمیان و ......
بقیه در ادامه مطلب ادامه مطلب ... سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 :: 18:54 :: نويسنده : محمد حسین صادقی
بسم الله الرحمن الرحيم
وَمَن يُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ
فَأُوْلَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِم
مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِينَ
وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا
سوره مباركه نسا - آيه ۶۹
سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 :: 18:42 :: نويسنده : محمد حسین صادقی
هوالجميل پرتوي از زندگي و شهادت شهيد محمد حسن زماني
شهيد محمد حسن زماني كه بخاطر شغل بنائي به اُسمندسن شهرت داشت و تمام رزمندگان نيز او را با همين نام ميشناختند يكي از اسوههاي ديانت و خدمتگزاري صادقانه و خالصانه در دوران دفاع مقدس است. او مديريتي قاطع و با نفوذ و شفقت آميز در تمام امور داشت و در هر خدمتي يكي از پايههاي اصلي تصميم گيري و خدمتگزاري به حساب ميآمد. تا قبل از انقلاب با درآمد حلال بنائي يك خانوادهي ده نفره را اداره ميكرد ولي پس از انقلاب خود و خانوادهش را وقف آرمانهاي امام راحل و انقلاب اسلامي كرد و شبانه روز به خدمت بي شائبه و دلسوزانه پرداخت. او جزو هيئت امنا و خُدام مسجد جامع نو زرقان بود كه در سالهاي قبل و بعد از انقلاب يكي از مهمترين كانونهاي مبارزات و فعاليتهاي انقلابي در استان فارس به شمار ميآمد و پس از انقلاب نيز بخاطر اقامه نماز جمعه و تبديل شدن به مركز پشتيباني جبهه و جذب و آموزش و اعزام نيرو و اسكان جنگ زدگان نقش مهمي در تاريخ دفاع مقدس داشت و شهداي بسياري را تقديم اسلام و انقلاب كرد كه شهيد محمد حسن زماني يكي از آن ستارههاي جاودان و پر فروغ است و مردم زرقان فارس و رزمندگان شهرهاي جنوبي و جنگزدگان خاطرات بسيار شيريني از خدمات و زحمات او دارند. علاوه بر زحمات و خدمات خودش، پسرانش (عباس و قاسم و محسن) نيز جزو خط شكنان و رزمندگان دريادل جبههها بودند و در خطوط مقدم نبرد خدمت ميكردند. اگرچه خدمات شهيد زماني در پشتيباني جبهه و جنگ و بنياد امور مهاجرين جنگ تحميلي كمتر از خدمت در جبهه نبود ولي عشق به شهادت و ايثارگري در ميادين نبرد باعث شد كه پس از تولد آخرين فرزندش (محمد) با اصرار به رزمندگان گردان فجر لشكر المهدي و فرزندان ديگرش بپيوندد و به دنبال گمشده خود بگردد. اگرچه خودش هم ميدانست و اقرار ميكرد كه مثل بسياري از رزمندگان مسن جبههها داراي مهارت رزمي خاصي نيست ولي حضورش با توجه به خوش زباني و خندهروئي و تقويت روحيه رزمندگان شبيه به نقش جناب حبيب ابن مظاهر در شب عاشوراهاي مكرر ايران بود. در جبهه نيز بيشتر كارهاي تداركاتي و پشتيباني را به او سپرده بودند و از او انتظار خط شكني نداشتند و بخاطر عيالوار بودنش كمتر او را به خط ميبردند. نهايتاً با اصرار فراوان به خط پد آفندي فاو ميرود تا همرزم و همسنگر فرزندش محسن و همشهريانش و رزمندگان ديگر گردد. در يكي از روزها، شهيد زماني يك پيراهن نظامي را چند تا ميكند و زير سرش ميگذارد تا كمي استراحت كند، در همين حال يك خمپاره 60 كنار سرش به زمين ميخورد و همه فكر ميكنند كه او شهيد شده است ولي او از بين گرد و غبار برميخيزد و پيراهن سوراخ سوراخ شده را به بچهها نشان ميدهد و همه ميبينند كه كوچكترين تركشي به سر و بدن او اصابت نكرده است. شهيد زماني اين مسئله را به معناي نزديك شدن شهادت و آماده شدن براي لقاء الله قلمداد ميكند و آن را به فال نيك ميگيرد و ميگويد اين سومين باري است كه تا يك قدمي مرگ رفتهام ولي از خدا خواستهام كه در حال خدمت مستقيم به رزمندگان شهيد شوم نه در خواب. قبل از انقلاب دو اتفاق ديگر براي شهيد زماني رخ داده بود كه همه مرگ او را باور كرده بودند: اولين حادثه اين بود كه در هنگام كار بنائي، چاهي زير پاي او فرو ميكشد و ساختمان روي او فرو ميريزد و در بدترين شرايط زير آوار دفن ميشود و پس از اينكه او را به سختي بيرون ميآورند ميبينند هيچ آسيبي به او نرسيده است. دومين بار هم قبل از انقلاب بخاطر عمل قلب در بيمارستان تهران بستري ميشود و تحت عمل جراحي قرار ميگيرد و پزشكان از معالجه او نااميد ميشوند ولي به طرز معجزه آسائي به زندگي بر ميگردد تا به سوي سرنوشت زيبائي كه خداوند براي او مقدر كرده گام بردارد. پس از اين وقايع، او هميشه به دنبال شهادت ميگردد و از خداوند ميخواهد كه عاقبتش را ختم به شهادت كند. شهيد زماني چند روز بعد از قضيه آن خمپاره و پيراهن نظامي در حاليكه همه را براي شهادت خود آماده كرده بوده در يك صبح ظرفهاي آب را برميدارد و به طرف ماشين آب كه صبحها آب مي آورده ميرود تا براي بچههاي گردان كه اكثراً در حال استراحت بودند آب بياورد كه دوباره يك خمپاره 60 كنار دستش به زمين ميخورد و روح بزرگ او را قبل از اينكه جسمش به زمين بيفتد به ملكوت اعلي مي برد و او به آرزوي ديرينهاش ميرسد و تبديل به يكي از اسطورههاي شيدا و اسوههاي زيباي دفاع مقدس مي شود. يادش گرامي و درجاتش متعالي باد والسلام – محمد حسين صادقي زرقان فارس -20 / 7 / 88
دوشنبه بیستم مهر 1388 :: 14:49 :: نويسنده : محمد حسین صادقی
هوالجمیل شهید آوینی : پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند ، اما حقیقت آن است که زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند. نثار ارواح مطهر شهدا صلوات اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم دوشنبه سی ام شهریور 1388 :: 12:43 :: نويسنده : محمد حسین صادقی
هوالجميل
با سلام خدمت دوستان و همشهريان گرامي يه كد خوب ديدم گفتم به شما هم معرفيش كنم. با تشكر از سايت وبلاگ نويسان بخاطر متن زير و كد لحظه شمار : شايد شما هم وبلاگي در رابطه با امام زمان(ع) داشته باشيد من در اين پست تصميم گرفتم مطلبي خاص شما عزيزان بنويسم كه با موضوع مهدويت وبلاگ مينويسيد . من براي شما يك اسكريپت تهيه كرده ام كه نمونه ي آنرا در پايين بهمراه كد مورد نياز شما ميبينيد(شايد ديدن اين اسكريپت بتواند تلنگري در ذهن بسياري از ما ايجاد كند)
یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 :: 20:27 :: نويسنده : محمد حسین صادقی
هوالجمیل
با سلام عید سعید فطر به شما عزیزان مبارک امروز عکس تابلوهای شهدا را که در سطح شهر نصب شده (و به طریقی یادگار دوران خدمت در شهرداری است) گرفتم و در برنامه صفحه ساز گوگل گذاشتم. تمام تابلوها همین است که مشاهده میفرمائید. البته عکس و اسامی چند تن از شهدای گرانقدر فراموش شده که امیدواریم مسئولین محترم نسبت به در ج آن دلاوران خونین کفن اقدام سریع و شایسته و بایسته نمایند. انشاءالله برای باز شدن صفحه و زیارت شهدا اینجا را کلیک کنید با صلوات. در ضمن صفحه ديگري هم با تصاوير مطهر شهداي گرانقدر زرقان مزين شده به آدرس زير http://mh-sadeghi.blogspot.com/ والسلام - ملتمس دعا - صادقی سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 :: 1:1 :: نويسنده : محمد حسین صادقی
بسم الله الرحمن الرحیم سیزدهم جمادیالثانی (مصادف با سه شنبه 28 خردادماه 1387) سالروز رحلت بزرگ بانوی پرورش دهندۀ عشق و ایثار اراده و غیرت و وفا و جوانمردی حضرت امالبنین (س) بر تمام عاشقان و دوستداران اهلبیت و غلامان حضرت اباالفضلالعباس تسلیت باد. بقیه در ادامه مطلب ادامه مطلب ... یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 :: 1:12 :: نويسنده : محمد حسین صادقی
نسل سوم انقلاب : ما که در جنگ نبودهایم چگونه میتوانیم دربارۀ دفاع مقدس بنویسیم؟
ادامه مطلب ... یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 :: 4:26 :: نويسنده : محمد حسین صادقی
هوالجمیل
سهیل کهکشان معرفت
زندگینامه و بعضی از اشعار شاعر فقید مرحوم مهدی بوریاباف http://mahdi-soheyl.blogfa.com/ یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 :: 4:13 :: نويسنده : محمد حسین صادقی
هوالجمیل باید شهید زیست ...
در ملتی که زنده در آن یک شهید نیست گر زیر بار ظلم بمیرد بعید نیست رزق شهید نیست ز جنس غذای خلق رزقش بجز ارادۀ رَبّ مجید نیست زان رو که جان خویش فدا کرده بهر حق جانی گرفته است که مرگش پدید نیست بابالحوائجند شهیدان به قدر خود عزم شهید در دو سرا جز کلید نیست روح شهید واسطۀ فیض و رحمت است برکت رسان خلق بغیر از شهید نیست مرگی که خلق جمله از آن غرق وحشتند نزد شهید غیر حیاتی جدید نیست جز در مسیر سبز شهادت , کنار هم آرامش و نشاط و رضا و امید نیست آرامشی که نفس طلب دارد از حیات جز در جهاد و کشتن نفس پلید نیست در امتحان عزت و ایثار و بندگی غیر از شهید عشق , کسی رو سفید نیست باید شهید زیست که در کارگاه عیش عیشی جز این طریقه لذیذ و مدید نیست. محمد حسین صادقی - اردیبهشت 87 - زرقان یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 :: 3:41 :: نويسنده : محمد حسین صادقی
بنام خدا دوستان سلام از سایت زیبا و پر محتوای زیر هم بازدید فرمائید: البته با صلوات گنگره سرداران و 9400 شهید استان کرمانشاه ملتمس دعا صادقی دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 :: 1:4 :: نويسنده : محمد حسین صادقی
هوالجمیل
با ذکر خاطراتی از شهدای گرانقدر زرقان, نام خود را در دفتر ارادتمندان و عاشقان شهدا ثبت کنید. اسامی شهدای بزرگوار شهر زرقان و تاریخ شهادت آنها
کلیه تاریخها بر اساس سنگ آرامگاه شهیدان یادداشت شده است. الف - شهدای گرانقدر محلۀ شهریار (3 شهید)
1. شهید محسن مهدی علمدارلو 14/6/65 2. شهید فرود درخشان 4/10/65 3. شهید فرج الله پارسائی نیا 29/12/66 ب - شهدای گرانقدر محلۀ دودج (16 شهید )
4. شهید سید جواد محمدی 12/6/60 5. شهید مقصود محمدی 7/1/61 6. شهید غلامرضا قائدشرف 7/1/61 7. شهید محمد محمدی 18/2/61 8. شهید سید اصغر محمدی 20/12/62 9. شهید نوذر محمدی 12/2/63 10. شهید اکبر محمدی 19/1/65 11. شهیدعلی شُکریزاده 4/10/65 12. شهید محمد علی محمدی 19/10/65 13. شهید رضاقلی روستا 4/10/65 14. شهید اکبر روستا 4/10/65 15. شهید ابوالفضل عسکری 14/1/67 16. شهید محمد محمدی 4/10/65 17. شهید غلامعلی محمدی 18/1/66 18. شهید محمد مهدی محمدی 14/1/67 19. شهید محمد تقی محمدی 11/10/70 آرامگاه شهید ابوالفضل عسکری در زادگاهش اقلید است. ج - شهدای گرانقدر زرقان
نام شهدای زرقان بر اساس ماه و به ترتیب روز و سال شهادت تنظیم شده است. علت تقسیم بندی نام مطهر شهدا بر اساس ماه شهادت بخاطر برگزاری مراسمی است که قرار است هر ماهه در سالگرد شهادت آن عزیزان در گلزار شهدای زرقان (سید نسیمی) برگزار شود. برای اطلاع بیشتر در این زمینه به اعلامیۀ پایانی این نوشتار مراجعه فرمائید. 1- شهدای فروردین ماه (14 شهید )
20. شهید محمود بخشنده 3/1/60 21. شهید محمد جواد کاویانی 2/1/61 22. شهید حمید کیمیایی 29/1/61 23. شهید اصغر شکرگزار 15/1/65 24. شهید علیرضا ناصری 26/1/65 25. شهید علی اکبر علیشاهی 19/1/66 26. شهید عبد الرضا غفاری پور19/1/66 27. شهید علی اصغرسیف 19/1/66 28. شهید محمدرضا(اکرم) جاوید19/1/66 29. شهید عباس حاج زمانی 19/1/66 30. شهید محمدرضا روحانی پور18/1/66 31. شهید حسین خالص حقیقی 18/1/66 32. شهید محمدعلی خالص حقیقی24/1/66 33. شهید ابوالفضل صادقی (محمد حسن) 19/1/66 2 - شهدای اردیبهشت ماه ( 5 شهید )
34. شهید امان الله حمزوی 5/2/72 35. شهید محمد خالص حقیقی 8/2/65 36. شهید کاظم اسلامی نژاد 16/2/62 37. شهید خدایار فرج پور 27/2/61 38. شهید محمدمحمدی 28/2/63 3 - شهدای خرداد ماه ( شش شهید )
39. شهید مسعود معدلی 1/3/61 40. شهید سیاوش همتی 4/3/67 41. شهید قاسم نعمت اللهی 6/3/67 42. شهید محمدرضا صادقی 7/3/60 43. شهید عبد الرسول ستوده 14/3/65 44. شهید عباس کوهکن23/3/67 4 - شهدای تیر ماه ( 21 شهید )
45. شهید اسماعیل حاج زمانی 23/4/61 46. شهید محسن صادقی 23/4/61 47. شهید محمد هادی 23/4/61 48. شهید محمدرضا(حمید) معدلی23/4/61 49. شهید سعید زارعی 24/4/61 50. شهید عباس گل محمدی 28/4/62 51. شهید سید محمود بهارلو 28/4/62 52. شهید عبدالواحد خدامی 28/4/62 53. شهید محمدرضا حاج زمانی28/4/62 54. شهید محمدرضا جمشیدی نیا 28/4/62 55. شهید اسماعیل پاکنیت 20/4/64 56. شهید محمد مرادی20/4/64 57. شهید سید عباس حسینی10/4/65 58. شهید عبدالامیر دریس 15/4/65 59. شهید محمد حسن زمانی 21/4/65 60. شهید غلامعلی صادقی 1/4/66 61. شهید اسماعیل اصلاحی 22/4/67 62. شهید جلال پورمند 4/4/67 63. شهید صمد کوهکن 21/4/67 64. شهید حسین شهبازی 22/4/67 65. شهید رحیم فخار یزدی 22/4/67 5 - شهدای مرداد ماه ( 5شهید )
66. شهید حسن سلیمانی 25/5/60 67. شهید محمدجعفر کریمیان27/5/60 68. شهید حسن ایلی 31/5/64 69. شهید محمدرضا نوروزی 26/5/65 70. شهید غلامرضا حمزوی 14/5/66 6 - شهدای شهریور ماه ( 5 شهید )
71. شهید شعبانعلی رمضانپور 19/6/59 72. شهید ناصر باصری 29/6/59 73. شهید محمد گیلری 5/6/65 74. شهید حیدرعلی ملاشفیع 28/6/60 75. شهید شهروزرضا پایداری9/6/66 7 - شهدای مهرماه (5 شهید )
76. شهید حسین اسلامی منش5/7/60 77. شهید کرامت الله ترک فولادی10/7/63 78. شهید رضا زارع 6/7/64 79. شهید محمود رحیمی9/7/66 80. شهید علی کوهکن24/7/66 8 - شهدای آبان ماه ( 10 شهید )
81. شهید غلامرضا بنی پری 10/8/59 82. شهید اسماعیل کوشش 21/8/61 83. شهید غلامحسین شعبانی 4/8/62 84. شهید علیرضا حبیبی 17/8/64 85. شهید عبدالرسول پورابراهیمی28/8/66 86. شهید شمشاد خسروی 6/8/66 87. شهید ابوالحسن شکرگزار 9/8/66 88. شهید محمدتقی(جعفر)بذرافکن20/8/66 89. شهید محمدرضا(حجت)رضایی28/8/66 90. شهید زریر ارسطو نژاد 26/8/72 9 - شهدای آذرماه (4 شهید )
91. شهید ناصر رضازاده 4/9/57 92. شهید ناصر قاسمی 20/9/60 93. شهید غلامرضا(بهرام)بوستانی 7/9/66 94. شهید محمد حسین ایزدپور 29/9/66 10 - شهدای دی ماه ( 18 شهید )
95. شهید اسماعیل مؤذنی 7/10/57 96. شهید احمدعلی علیشاهی 15/10/61 97. شهید فضل الله حمیدی 24/10/61 98. شهید محمدتقی نادری 5/10/65 99. شهید محمدحسین شیعه 5/10/65 100. شهید غلامعلی سلیمانی 10/10/65 101. شهید فرهاد الله دادی 12/10/65 102. شهید عبدالله مقدم 19/10/65 103. شهید عبدالرضا رنجبر 19/10/65 104. شهید مراد نجاتی 29/10/65 105. شهید علی اصغر جعفری 29/10/65 106. شهید علیرضا نتیجه بر 19/10/65 107. شهید اصغر کلان 19/10/65 108. شهید حمید قائدشرف 19/10/65 109. شهید عبدالرضا زارعی 19/10/65 110. شهید غلامرضا زارعی 19/10/65 111. شهید هدایت مرادی 19/10/65 112. شهید علیرضا نجف پور 20/10/65 11 - شهدای بهمن ماه ( 9 شهید )
113. شهید عباس پیمان نژاد22/11/57 114. شهید جواد تمیزی(تمیس) 2/11/61 115. شهید محمد پاکنیت 2/11/62 116. شهید غلامعلی مرادی 21/11/64 117. شهید محمدرضا آل طه 21/11/64 118. شهید عباس شعبانی 21/11/64 119. شهید محمدجعفر ایزدپور 7/11/65 120. شهید سید حسین حسینی 7/11/65 121. شهید عبدالرضا درویش حقیقی8/11/65 12 - شهدای اسفند ماه ( 14 شهید )
122. شهید شهرام جمال الدینی 20/12/61 123. شهید علی اکبر مقدم11/12/62 124. شهید عبدالواحد شفیعی11/12/62 125. شهید سعید شیعه11/12/62 126. شهید سید علی اکبر زرقامی25/12/63 127. شهید محمدهاشم حاتم زاده 25/12/63 128. شهید محمد جواد شعبانی نژاد25/12/63 129. شهید عباس شیعه25/12/63 130. شهید محمد تقی خدامی25/12/63 131. شهید محمدجواد گل محمدی25/12/63 132. شهید زین العابدین جمشیدی27/12/66 133. شهید حسین بنی پری30/12/66 134. شهید حسن تاویلی30/12/66 135. شهید منصور خیراتی30/12/66 آرامگاه شهید حجتالاسلام علیرضا نجف پور در شیراز میباشد. یادمان شهید جاویدالاثر نظامالدین کاویانی در آرامگاه مرحوم صدرزاده در صدرآباد میباشد. شهدای جاویدالاثر که پس از سالها در گلزار شهدای زرقان آرمیدند: 1. شهید علی اکبر مقدم 2. شهید محمد همتی 3. شهید محمد جواد گلمحمدی 4. شهید کربلائی تقی خدامی 5. شهید عباس کوهکن 6. شهید محمد حسین شیعه 7. شهید ... 8. شهید ... 9. شهید ... تاریخ شهادت شهید جاویدالاثر محمد مهدی کاظمی به درستی معلوم نیست و هنوز یادمانی بنام آن عزیز وجود ندارد. شهیدانی که آرامگاه آنها در قبرستان محل حیدر است: 1. شهید اسماعیل مؤذنی 2. شهید شعبانعلی رمضانپور 3. شهید ....... کوهکن 4. شهید حسین شهبازی اعلامیه مربوط به برگزاری سالگرد شهدای زرقان
بنام خدا امروز فضیلت زنده نگه داشتن نام و یاد شهدا کمتر از خود شهادت نیست (مقام معظم رهبري) محضر مبارك خانوادههای معظم شاهد و همشهريان گرامي با سلام و عرض ادب احتراماً از آنجا كه سالهاست مراسم سالگرد شهداي گرانقدر زرقان ، بدون اعلان عمومي برگزار ميشود و علاقمندان و ارادتمندان شهدا از كسب فيض بي بهره ميمانند، در نظر است در سال جاری (1387) به منظور زنده نگه داشتن نام و ياد شهداي بزرگوار شهرمان ، در جمعهي نيمهي هر ماه برنامهي برگزاري مراسم سالگرد شهدا از طريق نصب آگهي با ذكر اسامي و تاريخ شهادت آن عزيزان در سطح شهر اعلام و خاطرات فداكاريهاي آن جوانمردان دلاور با پخش روحنواز آيات قرآن كريم و سرود و مداحي و يك پذيرائي ساده در گلزار شهداي زرقان برگزار شود. در ضمن اين برنامه با برنامههائي كه از طرف خانوادهها درسالروز دقيق شهادت بر مزار شهدا يا در مساجد برگزار ميگردد تداخل نخواهد يافت و هيچگونه هزينهاي را براي خانوادههاي محترم در بر نخواهد داشت. زمان برنامه : از ساعت 5/4 تا 5/6 عصر جمعه ......... مکان : گلزار مطهر شهداي شهر زرقان لذا از كليه دوستداران و عاشقان شهدا دعوت ميگردد كه در اين مراسم پر فيض روحاني حضور به هم رسانند و از سرچشمهي فياض اين واسطههاي آبرومند شفاعت و عزت و بركت و معنويت بهرهمند گردند. اميد است برگزاري اين مراسم باعث رضايت حق تعالي و حضرت صاحبالامر امام زمان (عج) و مورد قبول پيشگاه با عظمت سالار شهيدان حضرت اباعبداللهالحسين (ع) و شهداي گرانقدر و گمنام شهرمان گردد و توفيق تداوم راهشان و حفاظت از دستاورد خون مطهرشان را به بازماندگان و اين خادمان عنايت فرمايند و نام تمام شركت كنندگان را در دفتر پر افتخار عاشورائيان زمان و سربازان امام عصر (عج) ثبت نمايند. انشاءالله والسلام خادمين شهداي زرقان – پایگاه مقاومت والفجر یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 :: 2:51 :: نويسنده : محمد حسین صادقی
هوالجمیل قسمتی از سخنان شهید سید مرتضی آوینی :
امكان ندارد ايثار جز در راه خدا ايجاد شود، ايثار تنها در راه خدا امكانپذير است مردمان این روزگار سخت از مرگ می ترسند و بنابراین شنیدن این سخنان برایشان دشوار است اما حقیقت آن است که زندگی انسان با مرگ در آمیخته است و بقایش با فنا . پیش از ما میلیاردها نفر بر روی این کره ی خاکی زیسته اند و پس از ما نیز. اگر مولا علی علیه السلام می فرماید: « والله ابن ابی طالب با مرگ انسی آن چنان دارد که طفلی به پستان مادرش.» این انس که مولای ما از آن سخن میگوید چیزی فراتر از مرگ آگاهی است؛ طلب مرگ است طلب مرگ نه همچون پایانی بر زندگی. مرگ پایان زندگی نیست. مرگ آغاز حیاتی دیگر است؛ حیاتی که دیگر با فنا و مرگ در آمیخته نیست. حیاتی بی مرگ و مطلق. زندگی این عالم در میان دو عدم معنا می گیرد؛ عالم پس از مرگ همان عالم پیش از تولد است و انسان در بین این دو عدم فرصت زیستن دارد. زندگی دنیا با مرگ در آمیخته است؛ قسمتی از نیایشهای شهید دکتر مصطفی چمران :
ميخواستم كلمه شوم شمعي روشن ميكنم و بر تخته سنگي كنار دريا قرارش ميدهم و در كنار تخته سنگ مينشينم و به شمع خيره ميشوم و گوش خود را به موسيقي امواج ميسپارم. شمع و دريا، زير آسمان پرستاره، در دل ظلمت بيپايان شب و من دلسوخته بيقرار، همراه شمع ميسوزم و به دنبال او اشك ميريزم و با امواج دريا به بينهايت ميروم و تا ستارگان دور آسمان صعود ميكنم و دركهكشانها محو و نابود ميگردم... چه احساس عجيبي! چه تجربه زيبايي! چه نماز مقدسي! چه عبادت عميقي! چه عشقبازي سوزاني! چه شب قدري! چه معراج و صعودي و وحدتي! خدايا! تو را شكر ميكنم كه از قفس جسم، آزادم كردي. از زير فشار كوههاي غم نجاتم دادي. از ميان توفانهاي ظلمت و جهل و كفر بيرونم كشيدي. از گردابهاي خطرناك سقوط و يأس و پژمردگي و ذلت و مرگ نجاتم دادي. خدايا! تو را شكر ميكنم كه قلبم را با سوزش شمع، هماهنگ كردي. ديدگانم را به قدرت اشك، حيات دادي. روحم را با وسعت آسمان بيپايانت به نهايت، اتصال دادي. مرگ به سراغم ميآيد: آنقدر آرام و مطمئن به او نگاه ميكنم كه گويي خضر پيغمبرم رگبار گلوله به سويم جاري ميشود، آنقدر خونسرد و محكم ميگذرم كه گويي رويينتنم مردان جنگ ديده در برابرم به خاك و خون ميغلتند، آنقدر عادي تلقي ميكنم كه گويي قلبم از سنگ است در عين حال نميتوانم مورچهيي را بيازارم. نميخواهم دشمني كه قصد حيات من كرده است، از پاي درآورم در برابر لرزش يك برگ، دلم ميلرزد، در مقابل اشك يتيم، آب ميشوم. چشمك يك ستاره، قلبم را به خود جذب ميكند نسيم سحري روحم را به آسمانها ميبرد. اين لطافت با آن خشونت، چگونه جمع شده است؟ ! خودم در تعجبم خدايا! از من سندي اگر بطلبي، قلبم را ارايه خواهم داد و اگر محصول عمرم را بطلبي، اشك را تقديمت خواهم كرد. خدايا! وجودم اشك شده است. همه وجودم از اشك ميجوشد، ميلرزد، ميسوزد و خاكستر ميشود. اشك شدهام و ديگر، هيچ. به من اجازه بده كه در جوارت قرباني شوم و برخاك ريخته شوم و از وجود اشكم، غنچهيي بشكفد كه نسيم عشق و عرفان و فداكاري از آن سرچشمه بگيرد. من، زاده توفانها و موج درياهايم. من حيات خود را مديون آتشفشانها و صاعقهها هستم. آنگاه كه توفان خاموش شود و دريا آرام گردد، ديگر اثري از من وجود نخواهد داشت... خدايا! ميخواستم كه سر بر آسمانت بگذارم و زارزار بگريم تا همه عقدههاي فشرده شده در ضمير ناله خودم را آرام كنم. ناگفتنيهاي فراوان داشتم كه ميخواستم با تو در ميان بگذارم رازهاي نهفته، نيازهاي سوزان دروني، آههاي زنداني، نالههاي فشرده شده، همه وهمه را ميخواستم با تو بازگو كنم. آرزو داشتم كه لوح وجودم را در برابرت باز كنم و با سيلاب اشك، همه ناپاكيها را بشويم تا همچو طفلي نوزاد، پاك و درخشان و معصوم گردم و از همه آلايشها آزاد شوم و قلبم آيينه تمامنماي حقيقت گردد و روحم به ملكوت اعلي بپيوندد. در ميان طوفانهاي ظلمت، چشمان خسته خود را به نور بگشايم، زير دندانهاي اژدهاي مرگ، به فرشته رحمت متوجه شوم، تلخي شكنجه و درد و عذاب را كشش روح و خاطرههاي زيبا، شيرين و لذتبخش كنم. ميخواستم به دريا روم و قلب مالامال [از] دردم را به امواج خروشان بسپارم تا ضربههاي موج، پارههاي غم را از قلبم بكند و تكهتكه به دريا ببرد و قلبم را چون قطعه بلور، پاك و صاف بكند. ميخواستم شمع گردم و بخاطر نور، سرتاپا بسوزم. ميخواستم اشك شوم و عصاره وجودم را در پاكترين و زيباترين شكلش به تو تقديم كنم. ميخواستم سوز گردم، ذوق گردم، شوق گردم، عشق گردم، روح گردم، موج گردم، شمع گردم، نور گردم، اشك گردم، شور گردم، و بالاخره كلمه شوم كه نخستين تجلي خداست. برای شادی ارواح مطهر شهدا , فاتحه مع الصلوات سه شنبه دهم اردیبهشت 1387 :: 6:49 :: نويسنده : محمد حسین صادقی
بسم رب الشهداء و الصدیقین امروز فضیلت زنده نگه داشتن نام و یاد شهدا کمتر از خود شهادت نیست مقام معظم رهبری راهنمای خاطرهنگاری
درباره شهدای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس قابل اجر و اجرا برا ی تمامی عاشقان شهدا در سراسر کشور امید است هرگونه برداشت از این وبلاگ در راستای اهداف شهدا مورد قبول حق تعالی و شهدای گرانقدر اسلام و ایران قرار گیرد. والسلام ملتمس دعا محمد حسین صادقی
زرقان فارس - بهار 1387 ۰۹۱۷۶۱۱۲۲۵۳ ادامه مطلب ... شنبه دهم فروردین 1387 :: 15:39 :: نويسنده : محمد حسین صادقی
بنام خداوند جان و خرد با سلام و درود به روح پرفتوح شهدای گرانقدر ایران اسلامی متن زیر پاسخی است به سازندگان فیلم 300 که سعی در تحقیر ایرانیان داشته و دارند و عداوت آنها را پایانی نیست. تائیس ، تندیس، معشوقه اسكندر مقدونی
آیا تاكنون مجسمه آزادی را دیده اید؟ مجسمه غول پیكر زنی با مشعلی در یك دست و لوحی در دست دیگر بر جریره ای در دهانه رودخانه نیویورك واقع در آبهای آتلانتیس. برخی آن را "زن آزادی" (Lady Liberty) هم مینامند. آنچه می خوانید، نگاه كوتاهی بر تاریخچهی این مجسمه و بررسی مختصر جنبههای نمادین آن است. مجسمه آزادی تندیسی از یك زن با تن پوش رومی است که توسط تندیس ساز فرانسوی "فردریك اگوستوبارتولدی" طراحی و توسط ژوزف پولیتزر ساخته شده است. در دست چپ این تندیس، لوحی است كه سال استقلال آمریكا از حكومت بریتانیا (چهار جولای 1776) با اعداد رومی روی آن حك شده و در دست دیگر آن، یك مشعل قرار دارد. این تندیس، با مدیریت "الكساندر ایفل" طراح برج ایفل، ساخته شده است. ارتفاع خود تندیس 3/45 متر است كه بر روی پایه گرانیتی به ارتفاع 2/46 متر قرار داده شده است و در مجموع ارتفاع آن 5/91 متر می باشد. وزن آن 625 تن و هزینه ساخت آن 250هزار دلار است كه از سوی دولت فرانسه هزینه شده است. تنها ساخت پایه این تندیس كه 200هزار دلار بود، توسط آمریكا پرداخت گردید. تندیس دارای 168 پله است كه بازدیدكنندگان را تا بالای برج راهنمایی می كند؛ ولی این مجسمه، تندیس چه كسی است. عدهای معتقدند مدل این مجسمه "شارلوت بارتولدی" همسر بارتولدی، سازنده این مجسمه است ولی خود سازندگان فرانسوی این مجسمه تأكید كردهاند كه این تندیس، معشوقه اسكندر مقدونی (تائیس) است، اما تائیس كیست؟ مجسمه آزادی، تائیس و حمله اسكندر به ایران
برای روشن شدن شخصیت این زن، باید نگاهی به گذشته ایران باستان و هنگام حمله الكساندر-یا همان اسكندر مقدونی، به ایران داشته باشیم. الكساندر در میان غربیان قهرمانی بزرگ و بینظیر شناخته می شود؛ اما در میان ملت ایران شخصیتی بدنام و ویرانگر است. در متون زرتشتی، از وی همواره به عنوان "گجسته"(ملعون) یاد شده و همراه ضحاك و افراسیاب از كارگزاران اهریمن به شمار آمده است. عدهای سعی در انكار وجود شخصیت تاریخی به نام اسكندر مقدونی دارند، ولی این به معنای نادیده انگاشتن انبوهی از آثار و اسناد تاریخی و باستان شناسی و حذف تاریخ اسكندر و سلوكیان و خلایی زمانی به مدت بیش از صد سال از تاریخ ایران است. اسكندر مقدونی، مردی متولد مقدونیه بود. پدر وی فیلیپ نام داشت. مقدونیه قسمتی از حكومت یونان بود، ولی مردم یونان ساكنین مقدونی را بربر(وحشی) می دانستند. فیلیپ پدر اسكندر، برای فرزند خود معلمانی یونانی استخدام كرد تا با فرهنگ یونانیان بزرگ شود. اسكندر پس از مرگ پدر، پادشاه مقدونی شد. او كه جوانی جاه طلب بود و آرزوهایی بزرگ در سر داشت، برای ماجراجویی و تصاحب سرزمینهای دیگر، راه جهان گشایی و حمله به دیگر كشورها را پیش گرفت. اگر چه همان طور كه ذكر شد، یونانیها او را بربر می دانستند، ولی هنگامی كه دیدند با تصاحب سرزمینهای دیگر توسط او ثروت زیادی به آتن سرازیر شد، با وی همراه شدند. بزرگ ترین و مهمترین جنگ اسكندر، نبرد با امپراتوری وسیع و قدرتمند هخامنشیان بود. نبرد اسكندر و پادشاه ایران، چند بار به عقب نشینی وی انجامید، اما سرانجام با تضعیف روحیه سپاهیان ایران، ورق به نفع یونانیان برگشت و سكندر، داریوش را در منطقه "گیلگمش" شكست داد. و تخت جمشید به آتش كشیده شد
در شب پیروزی، اسكندر و افسرانش در تخت جمشید (پرسپولیس) قصر باشكوه ایرانیان، جشن گرفتند. اسكندر همواره در سفرهای خود چندین زن بدنام و رقاص یونانی همراه خود می آورد. یكی از این زنان، تائیس بود؛ كنیزی اورشلیمی كه به خاطر زیبایی به دربار اسكندر راه یافته بود. وی كه با آمدن شاهزاده اسیر ایرانی و دختر داریوش سوم "استاتیرا" جایگاه خود را در خطر میدید، سعی داشت انتقام خود را از او بگیرد. بنابراین، دنبال موقعیتی بود كه غرور تمام ایرانیان را بشكند و آنان را خوار و خفیف كند. در آن جشن، او آن قدر به اسكندر شراب خوراند كه عقل او را كاملاً زایل كرد و سپس از او خواست به انتقام معبدی كه در آتن توسط خشایارشاه به آتش كشیده شد، پرس پولیس را آتش بزند. اسكندر مشعل آتش را به تائیس داد و او هم پرده های حریر و جواهرنشان قصر را آتش زد. مدتی كوتاه، قصر یكپارچه آتش شد. فردای آن روز، اسكندر بر تپهای ایستاده بود و پشیمان به نتیجه كار خود می نگریست. اكنون، تائیس به عنوان نماد آزادی، بر آبهای آتلانتیس ایستاده است. به راستی، چرا سازندگان فرانسوی چنین شخصیتی را به عنوان نماد آزادی در نظر گرفته اند؟ چرا تائیس نماد آزادی شد.؟ دو تعبیر مهم میتوان راجع به این انتخاب عنوان كرد: الف) مجسمه آزادی، نماد اومانیته
در ارتباط با طراحی تائیس برخی معتقدند که این مجسمه نمادی است نشأت گرفته از فرهنگ اومانیستی به جا مانده از یونان باستان. اومانیسم، یكی از پایه های اساسی شكل گرفتن رنسانس در غرب شناخته میشود. انسان در اومانیسم، آزادی بی قید و شرط و عنان گسیخته میخواهد. به همین دلیل، مكتب لیبرالیسم یا اباحیگری از اومانیسم زاده شد. در این مکتب، انسان برای تعیین مرزهای آزادی، خود را محور میكند. در نتیجه، اومانیسم یا "انسان محوری" شكل میگیرد. نتیجه اومانیسم، شكلگیری تفكرات پراگماتیستی یا سودمحوری و یوتیلیتاریستی برای انسان دوران مدرنیته است. كولاریسم، اومانیسم و لیبرالیسم؛ سه مكتبی هستند كه ریشههای درخت ماشینیسم در دنیای مدرنیته كنونی به شمار میروند. حال باید پرسید: نتیجه اومانیسم چه نوع آزادی بود و میوه این درخت اومانیسم چیست؟ شاید شیطان پرستی در غرب پاسخی برای این پرسش باشد. آزادی كه در غرب مطرح است، چه نوع آزادی است؟ و مجسمه آزادی نماد كدام آزادی است. آیا این مجسمه نماد همان اباحیگری (لیبرالیسم) و انسان محوری (اومانیسم) است؟ اگر چنین است، واقعاً باید شاخصی مثل تائیس نماد آن باشد. ب) تائیس یادآور حمله اسكندر؛
به نظر بسیاری از محققان، اسكندر رواج دهنده هلنیسم یا یونانی مأبی در قلمرو زیرسلطهاش بوده است. هلنیسم در لغت به معنی تقلید از یونان و به معنی مجموعه تمدن و فرهنگ یونان است. این كلمه در مورد آن قسمت از فرهنگ یونان به كار می رود كه بخصوص همزمان با فتوحات اسكندر و پس از آن در خارج سرزمین یونان، انتشار یافت. همچنین، این كلمه به معنای مراسم، اعتقادات و تمدن دولتهایی است كه از امپراتوری اسكندر تا فتح مدیترانه شرقی در دو قرن دوم تا اول پیش از میلاد، به دست رومیان تشكیل شده بود. هلینسم، منتسب به هلن، خدای گونه یونان باستان، است. قومی از اقوام متعدد یونان كهن نیز به این نام یعنی قوم "هلن" در تاریخ ثبت شده اند. به طور كلی، اقدامهای مهم اسكندر، تأسیس شهرهای جدید در راههای مهم و استراتژیك و كوچ دادن مردم از آسیا به اروپا و از اروپا به آسیا، بوده است. او با این كار، باعث گسترش هلنیسم شد. نمود بارز و آشكار این مسأله، سلسله اشكانیان است كه با این كه حكومتی ایرانی بود، سلسله سلوكیان را كه میراث خوار اسكندر بودند برچید؛ همواره سعی در یونانی مأبی داشت تا جایی كه حتی بر سكههای اشكانیان نیز همواره عنوان (یونان دوست) همراه با اسم پادشاه زمان میآمد. رابطه هلنیسم باستانی با غرب گرایی كنونی
در ملل شرق اكنون نیز غربیها در پی گسترش فرهنگ خود در دنیا هستند. در واقع هرچند عصر هلنیسم چند قرن بعد به پایان رسید، اما اثرات آن در خاطره جمعی ملل تحت سلطه باقی ماند. شاید غرب گرایی در ملل شرق، یادگار شومی از آن دوران باشد. میتوان گفت، مجسمه آزادی به نوعی نماد رشد غرب گرایی هم هست. تائیس یا همان مجسمه آزادی، می تواند یادآور تمام این گذشته باشد. اكنون نیز ملل شرقی به تقلید از اروپاییان می نازند، غربی ها هم به این سلطه. آیا این مجسمه نمیتواند نمادی از امانت رسالت اروپای استعمارگر باشد كه اكنون پیر و خسته، میراث استعمار و تباهی ارزشهای بشری را به آمریكا، استعمارگر جوان، می سپارد؟ (در نظر داشته باشید كه این مجسمه را فرانسه به آمریكا به واسطه تاریخ رهایی آمریكا از نماد استعمار یعنی بریتانیا، هدیه كرده است.) یك نتیجه گیری آزاد از مجسمه آزادی این آزادی كه تائیس نماد آن است، چگونه به دست آمده. آیا این آزادی با همان مشعل كه در دستان بانوی آزادی(!) هست، یا با به آتش كشیدن تمدنهای شرقی كسب شده است؟ نكته دیکر اینکه: تاجی كه بر سر مجسمه آزادی قرار دارد، شامل 25 پنجره و 7 اشعه است كه از آن خارج شده اند. زیر هر اشعه جواهراتی گران قیمت قرار دارد. آیا این جواهرات به گفته "علی معلم" شاعر معاصر، نتیجه "تاراج ملك عجم" نیست...؟ سرانجام.... تائیس، تندیسی از پاریس، همچنان بر آبهای آتلانتیس ایستاده و تباهی و سقوط غرب را با سكوتی شیطانی مینگرد و آرزوی به آتش کشیدن تمدن شرق را پیوسته به قلب دنیای غرب شعلهور نگه میدارد. نوشتهی : زكیه میری منابع: 1. حمیدی نیا. حسین؛ ایالات متحده آمریكا، انتشارات مركز چاپ،انتشارات وزارت خارجه 2. اینترنت 3. حسینی، سیدمحمد؛ نظر دیگری درباره ی طراحی از تائیس به نقل از سایت http://www.qudsdaily.com با تصرف و تلخیص طرحي از تائيس
سرودۀ استاد :علی معلم طرحي از تائيس ، طرحی از ابليس از محبوبۀ مقدونی ملعون در شبيخون شراب و شعله در شبگير خشم و خون طرحی از تائيس ، از قديسۀ بی شرم آتن معبدش در نيس ماده ديوی قامتش شش زرع و سيصد پای چيزی كم مشعلش در دست و تاجش بر سر از تاراج ملك جم رانده شايد پار يا پيرار از پاريس مانده بر خيزابههای سرخ آتلانتيس طرحی از تائيس آنك آن تنديس بیهمتای آزادي دل ربا بر ساحل دريای آزادي طرحی از تائيس ، طرحی از تائيس از محبوبۀ ملعون اسكندر طرح فرياد زنان جفتجو در مدخل بندر طرحی از تائيس و مشعل طرحی از تاراج طرح قهر ماندانا تا فَروَهَر تا شمعدان تا خاك طرح آزادی به رغم بندگی كردن طرح مشرك طرح كافر زندگی كردن طرح اومانيتۀ باليده از تخنه طرح در ايمان انسان آخرين رخنه طرحی از تائيس مشعل دار، از ابليس ماده ديوی مانده بر امواج آتلانتيس طرحی از تائيس اين كه ميبينيد بابل نيست. آتن نيست آتيكاست. بل نه، آتيكای يونان بابل مغرور، امريكاست.... ...طرحی از تائيس ، از ابليس از شيطان آتيكا لكۀ ننگی است بر ننگ جهان دامان امريكا .................................... ======================== نوروز 1387 - تخت جمشید جمعه چهارم اسفند 1385 :: 6:33 :: نويسنده : محمد حسین صادقی
هوالجمیل زندگینامۀ مرحوم حضرت آیت الله رحیمی امام جمعۀ فقید شهرمان به قلم فرزندشان حاج شیخ حسن رحیمی در مقدمۀ کتاب «جواهرالحکمة و الموعظه» که توسط ایشان گردآوری و تدوین و ترجمه شده و توسط انتشارات هدهد در حال آماده شدن برای چاپ است. مقدمه کوتاهی نیز اینجانب در کتاب نوشته ام که هر دو در پی می آید. ضمناً عکسهای این وبلاگ را به دلائل مشکلات فنی در آدرس زیر گذاشته ام: http://mh-sadeghi.blogspot.com والسلام - محمد حسین صادقی - قم - اسفند 85 برای خواندن زندگینامه روی «ادامه مطلب» کلیک کنید. ادامه مطلب ... جمعه ششم بهمن 1385 :: 10:21 :: نويسنده : محمد حسین صادقی
هوالجمیل
اللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَى صَاحِب الدَّعْوَة النَّبَوِيَّة وَ الصَّوْلَة الحِيدَريَّة وَ الْعِصْمَةِ الْفَاطِمِيَّةِ و الصَّلَابَة الْحَسَنِيَّةِ وَ الِاسْتِقَامَة الْحُسَيْنِيَّة وَ الْعِبَادَة السَّجَّادِيَّة وَ الْمَآثِرالبَاقِريَّةِ وَ الْآثَارِ الْجَعْفَرِيَّة وَ الْعُلُوم الكَاظِميَّة وَ الْحُجَج الرَّضَوِيَّة َو الشُّرُوع الْمُحَمَّدِيَّة وَ الْقَضَايَا الْعَلَوِيَّة وَ الْهَيْبَة العَسكَريَّة الْقَائِمُ بِالْحَق وَ الدَّاعِي إِلَى إِلَى الصِّدْق الْإِمَامأَبِي الْقَاسِمالْوَلِي الْمُنْتَظَرُ الْمَهْدِي مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي ع اللَّهُمَّ عَجِّلْ فَرَجَه ُوَ أَوْسِعْ مَنْهَجَه وَ امْلَأْ بِهِ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطا وَ أَمَاناً كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً وَ عُدْوَانا وَ اجْعَلْه مُظَفَّر الْأَلْوِيَة وَ الْأَعْلَام مَمْدُود الظِّلَالعَلَى الْخَاصِّ وَ الْعَام مُسْتَوْلِيا عَلَى الْإِيرَاد و الْإِصْدَار مَخْدُوماً بِأَيْدِ الْأَقْضِيَة وَ الْأَقْدَارِ وَ تَجْعَلأَعْدَاءَه حَصَائِد سُيُوفِهِ وَ رَهَائِنَ خُطُوب الدَهْر و صُروفه وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِين
چهارشنبه سیزدهم دی 1385 :: 5:9 :: نويسنده : محمد حسین صادقی
هوالجميل
عشق و عاشق و معشوق
بشر پيوسته با دو غم ترسناك زندگي ميكند.غمهائي بزرگ و احتمالي و محتوم : الف ـ غم از دست دادن ب ـ غم از دست رفتن از مهمترين غمهاي نوع اول ميتوان به سه غم زير اشاره كرد: غم مال و غم عشق و غم عمر يأس فلسفي تمام شعرا ريشه در اين سه غم دارد،خيليها اين غمها را تجربه نكردهاند ولي به محض اينكه قلم به دست ميگيرند فوراَ سراغ يكي از اين غمها ويا هرسه ميروند، حتي بعضي وقتها وضع ظاهري خودشان را نيز به شكل و شمايل غمزدهها و مصيبت ديدهها و شكستخوردهها درميآورند چون بازار اين متاع گرم است و زودتر وارد دستگاههاي موسيقي ميشود. البته دلائل ديگري هم دارد. چگونه ميشود بر اين سه غم مستولي شد و زمام عقل و زندگي را از آنها گرفت؟ اين رشته سر دراز دارد ولي بطور خلاصه اشاره ميكنم. دين براي تمام اين غمها راه چاره دارد و اگر ما غم داريم يعني دين درست و حسابي نداريم. نكتهي ديگري هم كه قابل ذكر است اين است كه دين و عرفان يكي هستند (چنانچه عقل و عشق) ولي بعضي از عرفا و فقها و علما آنها را از هم جدا كردهاند (به دلائلي). غم مال انسان ذاتاَ فقير است، كسي كه دارد فقط توّهم داشتن دارد و كسي هم كه ندارد فقط توهم نداشتن دارد. ثروت واقعي انسانها به جاني است كه خداوند به آنها امانت دادهاست و ديگر هيچ. حال اگر ميخواهد به غنا (و ثروت لايزال) برسد بايد از داشتن و نداشتن بگذرد و اين يعني زهد. خيليها زهد را جور ديگري معنا ميكنند. زهد يعني دل نببستن به داشتهها و دل ندادن به نداشتهها. غنا در بينيازي است و «صمد» يكي از بزرگترين صفات و اسماء خداوند است. پس هركه بينيازتر است (نه داراتر) به خداوند نزديكتر است. غم عشق اگر تمام جهان را جلوهاي از ذات باريتعال بداني هميشه وصلي و عاشق ميماني و غم از دست دادن معشوق را نداري. معشوق مجازي وجود ندارد. تمام عشقها حقيقي است. اما هوس و هرزگي، عشق نيست تا بخواهد مجازي خوانده شود. كسي كه در جلوههاي زيباي خداوند يعني معشوقهاي ازلي حل شده خودش هم معشوق است هم عشق، هم عاشق. و.... غم عمر غم «از دست رفتن» در ذات بشر وجود دارد و هيچكس بجز مجاهدين في سبيل الله نميتواند بگويد من اين غم را ندارم حتي عرفا و زهاد بشرط پيروزي در جهاد اكبر. لذا اينگونه است كه شهدا مقامي بزرگ نزد پروردگار دارند و «عند ربهم يرزقونند». وقتي بحث از روزي خوردن پيش ميآيد ذهن شكم پرست ما به فكر غذاهاي مادي ميافتد ولي «روزي» شهدا از نوع اداره كردن امور هستي و برخورداري از قدرت خداونديست. يادشان بخير ، بچههاي جبهه ، اكثراَ اينگونه بودند. غم مال و غم عشق و غم عمر برايشان حل شده بود و جمعشان «مدينهي فاضله» را تداعي ميكرد. اگر ما پيوسته آنها را در ياد و خاطر داريم و روزمان بدون ياد آنها شب نميشود بخاطر همين مسائل است.جبهه خوب بود اما جنگ برود كه برنگردد چون بهترين معشوقها و عشقها و عاشقها را از ما گرفت هرچند آنها به وصال واقعي رسيدند. نكتهي آخر اينكه مهمترين غمي كه بايد داشته باشيم و نداريم غم «از دست دادن ايمان» است كه در ديوان شعراي سلف و خلف حجم كمي را اشغال كرده و در بين مردم نيز جايگاهي كوچك و مقطعي و گذرا دارد. در اصل بزرگترين دارو براي درمان و غلبه بر تمام غمهاي قبلي همين غم است. والسلام محمد حسين صادقي قم – 12/10/1385 دوشنبه یازدهم دی 1385 :: 11:57 :: نويسنده : محمد حسین صادقی
هوالجميل صدام اعدام شد سالها پيش در روزگار سرخ نبرد ، رباعي زير را با الهام از بيانات امام راحل (و استقبال از رباعي مشهور خيام) سرودم و منتشر كردم كه ورد زبان بچههاي جبهه شد: صدام اگر رو به شكستي خوش باش در محكمهاي اگر نشستي خوش باش چون عاقبت كار تو باشد اعدام در معرض اعدام چو هستي خوش باش در آن زمان برخوردهاي متفاوتي با اين رباعي شد. رزمندهها به تحقق آن ايمان داشتند ولي خالصانه و خاضعانه براي عملي شدنش دعا ميكردند و غير خوديها ميگفتند : دوزار بده آش به همين خيال باش. حالا بيست سال از سرودن اين دوبيتي و قضاوتها و خاطرههايش ميگذرد و داغترين خبر تمام رسانههاي جهان اين است: صدام اعدام شد. اين خبر براي جامعهي امروزو نسلهاي سوم و چهارم آنقدر عادي است كه انگار هيچ اتفاقي نيفتاده و آب از آب تكان نخورده ولي براي خانوادههاي معظم شهدا و جانبازان و ايثارگران كه سالهاي دود و آتش و خون و حماسه و پايداري و تحريم اقتصادي را پيروزمندانه پشت سر گذاشتهاند و قدرت جهنمي صدام و اربابانش را با تمام سلولهايشان لمس كردهاند تحقق اراده خداوند و بشارتهاي قرآني به حساب ميآيد. اين خبر بر آنها و شما مباركباد. در روابط اجتماعي و سياسي يك قاعدهي رياضي به شرح زير وجود دارد: دوستِ دوست = دوست دوستِ دشمن = دشمن دشمنِ دوست = دشمن دشمنِ دشمن = دوست با اين حساب ، امريكا بخاطر براندازي طالبان در افغانستان و صدام درعراق ، نقش دوست را براي ما ايفا كرده، هرچند هرسه مشمول دعاي «اللهم اشغل الظالمين باالظالمين» شدهاند. در اصل، امريكا ( يعني نظام آمريكا ، نه مردم آمريكا) دوست ما نيست، فقط دوتا از انگشتهاي خود را قطع كرده كه اين به نفع ماست. بقول امام امريكا هيچ غلطي نميتواند بكند . خود آمريكا هم اين را مي داند. چيزي كه ما را تهديد ميكند جنگ قدرت در داخل كشور است كه تمام مفاسد اقتصادي و فرهنگي و اجتماعي و غيره را در پي داشته است و هركس بگويد اينطور نيست خودش را گول زده است. سنت الهي و مشيت پروردگار، قطعي است و آنهائي را كه به خون مطهر شهدا خيانت ميكنند ذليل و نابود خواهد كرد. والسلام قم – محمد حسين صادقي 10 / 10/ 85 عيد قربان 1427 یکشنبه دهم دی 1385 :: 6:50 :: نويسنده : محمد حسین صادقی
هوالجميل
لزوم تمركززدائي در برنامههاي صدا و سيما
... تقريباَ سي سال از انقلاب ميگذرد ولي هنوز اكثر بودجهها و برنامهها در پايتخت مستهلك ميشود و رسم ملوكالطوايفي هنوز در ذهن و قلب برنامهريزان ـ بويژه بخش فرهنگي و صدا و سيما جاري است و اينچنين است كه من هم مثل ميليونها ايراني ديگر حالم از اين كلمهي طاغوتي و متكبرانهي «پايتخت» به هم ميخورد........
ادامه در :
شنبه دوم دی 1385 :: 7:21 :: نويسنده : محمد حسین صادقی
هوالجميل عنقاي لاهوت اي نسيمي وقت آن شد كز دم روحالقدس نفخهاي چون صور اسرافيل در عالم دمي مروري اجمالي بر زندگي عارف شهيد سيد عمادالدين نسيمي ادامه مطلب ... دوشنبه بیستم آذر 1385 :: 8:27 :: نويسنده : محمد حسین صادقی
بایگانی مطالب اي مشک نریز آبرویم محتوای محو آرمانشهر - سه رباعي کل معاملات دنيا از ديدگاه حضرت امام جعفر صادق - حديث عرفان در هزارهي سوم مرواريدهاي صيقل نخورده سلوك صدام اعدام شد عنقاي لاهوت - سيد عمادالدين نسيمي منـــــاجـــــــات - ترجمه آزاد از آيه آخر سوره مبارکه البقره سوغات بهشت است غم دوزخي ما هستي شناسي - دوبيتي و انسان ، نيست چيزي جز اراده - دو دوبيتي نيازي دين به پول و خون ندارد - هفت دوبيتي دلي يکبار مصرف داشتم ، کاش - هفت دوبيتي بوسه اي سرخ با طعم افطار تسنيم عشق - مثنوي حاجات رؤيائي - پنج دوبيتي جام زهر _ در رابطه با نامه امام راحل هلوکاست - دو رباعي در رابطه با سخنان رئيس جمهور شب هاي پايتخت عاشقم ، پس هستم باغ تفقد واقعه مرگبار آرماگدون (armagedon) جهان مصلوب - در پاسخ به اظهارات پاپ اسطوره هاي رؤيائي - گلبوسه اي بر دستان پينه بسته رفتگرها سفره ي زيباي ناز - دوبيتي ثروت بيکران و عيش گوارا - ده رباعي دوزخ خاموش - دو دوبيتي مردي که دلش مدينه فاضله بود - در وصف امام موسي صدر گل مهتابگردان - شش دوبيتي چهار دوبيتي انگليسي کوله بار تنهائي - غزل صفاي سوختن- غزل آن دو لبخند- قصيده عاشورائي شراره ناز - غزل باراني - غزل چند دوبيتي انگليسي ما نسل نجيب نردبانها کربلا عرصه زيبائي هاست فطرت سيّال - غزل لذت و ذلت به كفر مي رسد آدم از اين موحدها وجودم چونکه خُرده شيشه دارد دو روايت از دو روزگار - دو غزل پنج دوبيتي و باران ، که شعر نگاه من است - غزل درباره وبلاگ ![]() الرحمن الرحیم اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعه و فی کل ساعه ولیاً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دلیلاً و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا. هوالجمیل نام شريفش محمد حسن بود و نام مستعارش : ابوالفضل، و اكثر رزمندگان و دوستان و همسنگرانش او را با همين نام عزيز مي شناختند و مي شناسند. فرزند آقاکوچک ولادت : 1344 - زرقان فارس شهادت 19/1/1366 - شلمچه ابوالفضل در خانواده نيز به عللي به هُدهُد شهرت داشت و ما بعد از او اکثر فعالیتهای فرهنگی خود را با همین نام انجام داده ایم. برای شادی ارواح مطهر شهدا صلوات والسلام - هدهد 09176112253 موضوعات آرشيو وبلاگ پیوندهای روزانه پيوندها |
||