تبليغاتX
با سلام و سپاس خدمت دوستان عزیز - برای دیدن عکسها ، اینجا را کلیک کنید
در قلمرو آفتاب

بسم الله الرحمن الرحيم

 

وَمَن يُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ

 

فَأُوْلَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِم

 

مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِينَ

 

وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا

 

سوره مباركه نسا - آيه ۶۹

 

+ نوشته شده توسط محمد حسین صادقی در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 و ساعت 18:54 |

هوالجميل 

پرتوي از زندگي و شهادت شهيد محمد حسن زماني

[145511_zamani[1].jpg] 

 شهيد محمد حسن زماني كه بخاطر شغل بنائي به اُسمندسن شهرت داشت و تمام رزمندگان نيز او را با همين نام مي‌شناختند يكي از اسوه‌هاي ديانت و خدمتگزاري صادقانه و خالصانه در دوران دفاع مقدس است.

او اگرچه هيچوقت فرصت درس خواندن پيدا نكرد ولي مديريتي قاطع و با نفوذ و شفقت آميز در تمام امور داشت و در هر خدمتي يكي از پايه‌هاي اصلي تصميم گيري و خدمتگزاري به حساب مي‌آمد.

تا قبل از انقلاب با درآمد حلال بنائي يك خانواده‌ي ده نفره را اداره مي‌كرد ولي پس از انقلاب خود و خانواده‌ش را وقف آرمانهاي امام راحل و انقلاب اسلامي كرد و شبانه روز به خدمت بي شائبه و دلسوزانه پرداخت.

او جزو هيئت امنا و خُدام مسجد جامع نو زرقان بود كه در سالهاي قبل و بعد از انقلاب يكي از مهمترين كانون‌هاي مبارزات و فعاليتهاي انقلابي در استان فارس به شمار مي‌آمد و پس از انقلاب نيز بخاطر اقامه نماز جمعه و تبديل شدن به مركز پشتيباني جبهه و جذب و آموزش و اعزام نيرو و اسكان جنگ زدگان نقش مهمي در تاريخ دفاع مقدس داشت و شهداي بسياري را تقديم اسلام و انقلاب كرد كه شهيد محمد حسن زماني يكي از آن ستاره‌هاي جاودان و پر فروغ است و مردم زرقان فارس و رزمندگان شهرهاي جنوبي و جنگ‌زدگان خاطرات بسيار شيريني از خدمات و زحمات او دارند.

علاوه بر زحمات و خدمات خودش، پسرانش (عباس و قاسم و محسن) نيز جزو خط‌ شكنان و رزمندگان دريادل جبهه‌ها بودند و در خطوط مقدم نبرد خدمت مي‌كردند.

اگرچه خدمات شهيد زماني در پشتيباني جبهه و جنگ و بنياد امور مهاجرين جنگ تحميلي كمتر از خدمت در جبهه نبود ولي عشق به شهادت و ايثارگري در ميادين نبرد باعث شد كه پس از تولد آخرين فرزندش (محمد) با اصرار به رزمندگان گردان فجر لشكر المهدي و فرزندان ديگرش بپيوندد و به دنبال گمشده خود بگردد. اگرچه خودش هم مي‌دانست و اقرار مي‌كرد كه مثل بسياري از رزمندگان مسن جبهه‌ها داراي مهارت رزمي خاصي نيست ولي حضورش با توجه به خوش زباني و خنده‌روئي و تقويت روحيه رزمندگان شبيه به نقش جناب حبيب ابن مظاهر در شب عاشوراهاي مكرر ايران بود. در جبهه نيز بيشتر كارهاي تداركاتي و پشتيباني را به او سپرده بودند و از او انتظار خط شكني نداشتند و بخاطر عيالوار بودنش كمتر او را به خط مي‌بردند.

نهايتاً با اصرار فراوان به خط پد آفندي فاو مي‌رود تا همرزم و همسنگر فرزندش محسن و همشهريانش و رزمندگان ديگر گردد.

در يكي از روزها، شهيد زماني يك پيراهن نظامي را چند تا مي‌كند و زير سرش مي‌گذارد تا كمي استراحت كند، در همين حال يك خمپاره‌ 60 كنار سرش به زمين مي‌خورد و همه فكر مي‌كنند كه او شهيد شده است ولي او از بين گرد و غبار بر‌مي‌خيزد و پيراهن سوراخ سوراخ شده را به بچه‌ها نشان مي‌دهد و همه مي‌‌بينند كه كوچكترين تركشي به سر و بدن او اصابت نكرده است. شهيد زماني اين مسئله را به معناي نزديك شدن شهادت و آماده شدن براي لقاء الله قلمداد مي‌كند و آن را به فال نيك مي‌گيرد و مي‌گويد اين سومين باري است كه تا يك قدمي مرگ رفته‌ام ولي از خدا خواسته‌ام كه در حال خدمت مستقيم به رزمندگان شهيد شوم نه در خواب.

قبل از انقلاب دو اتفاق ديگر براي شهيد زماني رخ داده بود كه همه مرگ او را باور كرده بودند:

اولين حادثه اين بود كه در هنگام كار بنائي، چاهي زير پاي او فرو مي‌كشد و ساختمان روي او فرو مي‌ريزد و در بدترين شرايط زير آوار دفن مي‌شود و پس از اينكه او را به سختي بيرون مي‌‌آورند مي‌بينند هيچ آسيبي به او نرسيده است.

دومين بار هم  قبل از انقلاب بخاطر عمل قلب در بيمارستان تهران بستري مي‌شود و تحت عمل جراحي قرار مي‌گيرد و پزشكان از معالجه او نااميد مي‌شوند ولي به طرز معجزه آسائي به زندگي بر مي‌گردد تا به سوي سرنوشت زيبائي كه خداوند براي او مقدر كرده گام بردارد.

پس از اين وقايع، او هميشه به دنبال شهادت مي‌گردد و از خداوند مي‌خواهد كه عاقبتش را ختم به شهادت كند.

شهيد زماني چند روز بعد از قضيه آن خمپاره و پيراهن نظامي در حاليكه همه را براي شهادت خود آماده كرده بوده در يك صبح ظرفهاي آب را برمي‌دارد و به طرف ماشين آب كه صبحها آب مي آورده مي‌رود تا براي بچه‌هاي گردان كه اكثراً در حال استراحت بودند آب بياورد كه دوباره يك خمپاره‌ 60 كنار دستش به زمين مي‌خورد و روح بزرگ او را قبل از اينكه جسمش به زمين بيفتد به ملكوت اعلي مي برد و او به آرزوي ديرينه‌اش مي‌رسد و تبديل به يكي از اسطوره‌هاي شيدا و اسوه‌‌هاي زيباي دفاع مقدس مي شود.

يادش گرامي و درجاتش متعالي باد

والسلام – محمد حسين صادقي

زرقان فارس -20 / 7 / 88

 

+ نوشته شده توسط محمد حسین صادقی در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 و ساعت 18:42 |

هوالجمیل

شهید آوینی :

 پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند ،

 اما حقیقت آن است که زمان ما را با خود برده است

 و شهدا مانده اند.

نثار ارواح مطهر شهدا صلوات

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

+ نوشته شده توسط محمد حسین صادقی در دوشنبه بیستم مهر 1388 و ساعت 14:49 |
هوالجميل

با سلام خدمت دوستان و همشهريان گرامي

يه كد خوب ديدم گفتم به شما هم معرفيش كنم.

با تشكر از سايت وبلاگ نويسان بخاطر متن زير و كد لحظه شمار :

 شايد شما هم وبلاگي در رابطه با امام زمان(ع) داشته باشيد من در اين پست تصميم گرفتم مطلبي خاص شما عزيزان بنويسم كه با موضوع مهدويت وبلاگ مينويسيد . من براي شما يك اسكريپت تهيه كرده ام كه نمونه ي آنرا در پايين بهمراه كد مورد نياز شما ميبينيد(شايد ديدن اين اسكريپت بتواند تلنگري در ذهن بسياري از ما ايجاد كند)
ذکر نکاتی چند را ضروری میدانم که در ادامه آورده میشود

  1. کد زمان را از سیستم کاربران میگیرد و اگر کد به درستی کار نکرد دلیل آن تنظیم نبودن ساعت سیستم کاربر است
  2. لحظات از ساعت 5 بامداد مورخه ی هشتم ربیع الاول سال 260 هجری قمری محاسبه میشود اما بر مبنای سال هجری شمسی به نمایش گذاشته میشود که دقیق ترین زمانی بود که ما بر اساس مطالعات برای شروع لحظه ی غیبت صغری بدست آوردیم.
  3. پیشترها  لحظات از تاریخ 15/7/255 ه ق یعنی زمان ولادت حضرت محاسبه میشد که تصحیح شد
    میتوانید کد زیر را در جايي مانند كدهاي اختصاصي كاربر در بخش تنظيمات وبلاگ يا در بخش ويرايش قالب وبلاگ و يا در حالت كد پست مطلب جديد وارد كنيد اما بهترين جا بخش كدهاي اختصاصي كاربر ميباشد كه باعث تسلط شما روي كدهاي اضافي وبلاگتان ميشود.
+ نوشته شده توسط محمد حسین صادقی در دوشنبه سی ام شهریور 1388 و ساعت 12:43 |
هوالجمیل

با سلام

عید سعید فطر به شما عزیزان مبارک

امروز عکس تابلوهای شهدا را که در سطح شهر نصب شده (و به طریقی یادگار دوران خدمت در شهرداری است) گرفتم و در برنامه صفحه ساز گوگل گذاشتم.

تمام تابلوها همین است که مشاهده میفرمائید.

تابلو شهدا در زرقان

البته عکس و اسامی چند تن از شهدای گرانقدر فراموش شده که امیدواریم مسئولین محترم نسبت به در ج آن دلاوران خونین کفن اقدام سریع و شایسته و بایسته نمایند. انشاءالله

برای باز شدن صفحه و زیارت شهدا اینجا را کلیک کنید با صلوات.

در ضمن صفحه ديگري هم با تصاوير مطهر شهداي گرانقدر زرقان مزين شده به آدرس زير

http://mh-sadeghi.blogspot.com/

والسلام - ملتمس دعا - صادقی

+ نوشته شده توسط محمد حسین صادقی در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 و ساعت 20:27 |
*Name نام و نام خانوادگی :
* Email آدرس ایمیل:
subject موضوع پیام:
*comment پیام:

فرم تماس از پارس تولز