بنام خداوند جان و خرد
با سلام و درود به روح پرفتوح شهدای گرانقدر ایران اسلامی
متن زیر پاسخی است به سازندگان فیلم 300 که سعی در تحقیر ایرانیان داشته و دارند و عداوت آنها را پایانی نیست.
تائیس ، تندیس، معشوقه اسكندر مقدونی
آیا تاكنون مجسمه آزادی را دیده اید؟ مجسمه غول پیكر زنی با مشعلی در یك دست و لوحی در دست دیگر بر جریره ای در دهانه رودخانه نیویورك واقع در آبهای آتلانتیس. برخی آن را "زن آزادی" (Lady Liberty) هم مینامند. آنچه می خوانید، نگاه كوتاهی بر تاریخچهی این مجسمه و بررسی مختصر جنبههای نمادین آن است.
مجسمه آزادی تندیسی از یك زن با تن پوش رومی است که توسط تندیس ساز فرانسوی "فردریك اگوستوبارتولدی" طراحی و توسط ژوزف پولیتزر ساخته شده است. در دست چپ این تندیس، لوحی است كه سال استقلال آمریكا از حكومت بریتانیا (چهار جولای 1776) با اعداد رومی روی آن حك شده و در دست دیگر آن، یك مشعل قرار دارد. این تندیس، با مدیریت "الكساندر ایفل" طراح برج ایفل، ساخته شده است. ارتفاع خود تندیس 3/45 متر است كه بر روی پایه گرانیتی به ارتفاع 2/46 متر قرار داده شده است و در مجموع ارتفاع آن 5/91 متر می باشد. وزن آن 625 تن و هزینه ساخت آن 250هزار دلار است كه از سوی دولت فرانسه هزینه شده است. تنها ساخت پایه این تندیس كه 200هزار دلار بود، توسط آمریكا پرداخت گردید. تندیس دارای 168 پله است كه بازدیدكنندگان را تا بالای برج راهنمایی می كند؛
ولی این مجسمه، تندیس چه كسی است. عدهای معتقدند مدل این مجسمه "شارلوت بارتولدی" همسر بارتولدی، سازنده این مجسمه است ولی خود سازندگان فرانسوی این مجسمه تأكید كردهاند كه این تندیس، معشوقه اسكندر مقدونی (تائیس) است، اما تائیس كیست؟
مجسمه آزادی، تائیس و حمله اسكندر به ایران
برای روشن شدن شخصیت این زن، باید نگاهی به گذشته ایران باستان و هنگام حمله الكساندر-یا همان اسكندر مقدونی، به ایران داشته باشیم. الكساندر در میان غربیان قهرمانی بزرگ و بینظیر شناخته می شود؛ اما در میان ملت ایران شخصیتی بدنام و ویرانگر است. در متون زرتشتی، از وی همواره به عنوان "گجسته"(ملعون) یاد شده و همراه ضحاك و افراسیاب از كارگزاران اهریمن به شمار آمده است. عدهای سعی در انكار وجود شخصیت تاریخی به نام اسكندر مقدونی دارند، ولی این به معنای نادیده انگاشتن انبوهی از آثار و اسناد تاریخی و باستان شناسی و حذف تاریخ اسكندر و سلوكیان و خلایی زمانی به مدت بیش از صد سال از تاریخ ایران است. اسكندر مقدونی، مردی متولد مقدونیه بود.
پدر وی فیلیپ نام داشت. مقدونیه قسمتی از حكومت یونان بود، ولی مردم یونان ساكنین مقدونی را بربر(وحشی) می دانستند. فیلیپ پدر اسكندر، برای فرزند خود معلمانی یونانی استخدام كرد تا با فرهنگ یونانیان بزرگ شود. اسكندر پس از مرگ پدر، پادشاه مقدونی شد. او كه جوانی جاه طلب بود و آرزوهایی بزرگ در سر داشت، برای ماجراجویی و تصاحب سرزمینهای دیگر، راه جهان گشایی و حمله به دیگر كشورها را پیش گرفت. اگر چه همان طور كه ذكر شد، یونانیها او را بربر می دانستند، ولی هنگامی كه دیدند با تصاحب سرزمینهای دیگر توسط او ثروت زیادی به آتن سرازیر شد، با وی همراه شدند. بزرگ ترین و مهمترین جنگ اسكندر، نبرد با امپراتوری وسیع و قدرتمند هخامنشیان بود. نبرد اسكندر و پادشاه ایران، چند بار به عقب نشینی وی انجامید، اما سرانجام با تضعیف روحیه سپاهیان ایران، ورق به نفع یونانیان برگشت و سكندر، داریوش را در منطقه "گیلگمش" شكست داد.
و تخت جمشید به آتش كشیده شد
در شب پیروزی، اسكندر و افسرانش در تخت جمشید (پرسپولیس) قصر باشكوه ایرانیان، جشن گرفتند. اسكندر همواره در سفرهای خود چندین زن بدنام و رقاص یونانی همراه خود می آورد. یكی از این زنان، تائیس بود؛ كنیزی اورشلیمی كه به خاطر زیبایی به دربار اسكندر راه یافته بود. وی كه با آمدن شاهزاده اسیر ایرانی و دختر داریوش سوم "استاتیرا" جایگاه خود را در خطر میدید، سعی داشت انتقام خود را از او بگیرد.
بنابراین، دنبال موقعیتی بود كه غرور تمام ایرانیان را بشكند و آنان را خوار و خفیف كند. در آن جشن، او آن قدر به اسكندر شراب خوراند كه عقل او را كاملاً زایل كرد و سپس از او خواست به انتقام معبدی كه در آتن توسط خشایارشاه به آتش كشیده شد، پرس پولیس را آتش بزند. اسكندر مشعل آتش را به تائیس داد و او هم پرده های حریر و جواهرنشان قصر را آتش زد. مدتی كوتاه، قصر یكپارچه آتش شد. فردای آن روز، اسكندر بر تپهای ایستاده بود و پشیمان به نتیجه كار خود می نگریست.
اكنون، تائیس به عنوان نماد آزادی، بر آبهای آتلانتیس ایستاده است. به راستی، چرا سازندگان فرانسوی چنین شخصیتی را به عنوان نماد آزادی در نظر گرفته اند؟ چرا تائیس نماد آزادی شد.؟ دو تعبیر مهم میتوان راجع به این انتخاب عنوان كرد:
الف) مجسمه آزادی، نماد اومانیته
در ارتباط با طراحی تائیس برخی معتقدند که این مجسمه نمادی است نشأت گرفته از فرهنگ اومانیستی به جا مانده از یونان باستان. اومانیسم، یكی از پایه های اساسی شكل گرفتن رنسانس در غرب شناخته میشود. انسان در اومانیسم، آزادی بی قید و شرط و عنان گسیخته میخواهد. به همین دلیل، مكتب لیبرالیسم یا اباحیگری از اومانیسم زاده شد. در این مکتب، انسان برای تعیین مرزهای آزادی، خود را محور میكند. در نتیجه، اومانیسم یا "انسان محوری" شكل میگیرد. نتیجه اومانیسم، شكلگیری تفكرات پراگماتیستی یا سودمحوری و یوتیلیتاریستی برای انسان دوران مدرنیته است.
كولاریسم، اومانیسم و لیبرالیسم؛ سه مكتبی هستند كه ریشههای درخت ماشینیسم در دنیای مدرنیته كنونی به شمار میروند. حال باید پرسید: نتیجه اومانیسم چه نوع آزادی بود و میوه این درخت اومانیسم چیست؟ شاید شیطان پرستی در غرب پاسخی برای این پرسش باشد. آزادی كه در غرب مطرح است، چه نوع آزادی است؟ و مجسمه آزادی نماد كدام آزادی است. آیا این مجسمه نماد همان اباحیگری (لیبرالیسم) و انسان محوری (اومانیسم) است؟ اگر چنین است، واقعاً باید شاخصی مثل تائیس نماد آن باشد.
ب) تائیس یادآور حمله اسكندر؛
به نظر بسیاری از محققان، اسكندر رواج دهنده هلنیسم یا یونانی مأبی در قلمرو زیرسلطهاش بوده است. هلنیسم در لغت به معنی تقلید از یونان و به معنی مجموعه تمدن و فرهنگ یونان است. این كلمه در مورد آن قسمت از فرهنگ یونان به كار می رود كه بخصوص همزمان با فتوحات اسكندر و پس از آن در خارج سرزمین یونان، انتشار یافت. همچنین، این كلمه به معنای مراسم، اعتقادات و تمدن دولتهایی است كه از امپراتوری اسكندر تا فتح مدیترانه شرقی در دو قرن دوم تا اول پیش از میلاد، به دست رومیان تشكیل شده بود.
هلینسم، منتسب به هلن، خدای گونه یونان باستان، است. قومی از اقوام متعدد یونان كهن نیز به این نام یعنی قوم "هلن" در تاریخ ثبت شده اند. به طور كلی، اقدامهای مهم اسكندر، تأسیس شهرهای جدید در راههای مهم و استراتژیك و كوچ دادن مردم از آسیا به اروپا و از اروپا به آسیا، بوده است. او با این كار، باعث گسترش هلنیسم شد. نمود بارز و آشكار این مسأله، سلسله اشكانیان است كه با این كه حكومتی ایرانی بود، سلسله سلوكیان را كه میراث خوار اسكندر بودند برچید؛ همواره سعی در یونانی مأبی داشت تا جایی كه حتی بر سكههای اشكانیان نیز همواره عنوان (یونان دوست) همراه با اسم پادشاه زمان میآمد.
رابطه هلنیسم باستانی با غرب گرایی كنونی
در ملل شرق اكنون نیز غربیها در پی گسترش فرهنگ خود در دنیا هستند. در واقع هرچند عصر هلنیسم چند قرن بعد به پایان رسید، اما اثرات آن در خاطره جمعی ملل تحت سلطه باقی ماند. شاید غرب گرایی در ملل شرق، یادگار شومی از آن دوران باشد. میتوان گفت، مجسمه آزادی به نوعی نماد رشد غرب گرایی هم هست. تائیس یا همان مجسمه آزادی، می تواند یادآور تمام این گذشته باشد. اكنون نیز ملل شرقی به تقلید از اروپاییان می نازند، غربی ها هم به این سلطه.
آیا این مجسمه نمیتواند نمادی از امانت رسالت اروپای استعمارگر باشد كه اكنون پیر و خسته، میراث استعمار و تباهی ارزشهای بشری را به آمریكا، استعمارگر جوان، می سپارد؟ (در نظر داشته باشید كه این مجسمه را فرانسه به آمریكا به واسطه تاریخ رهایی آمریكا از نماد استعمار یعنی بریتانیا، هدیه كرده است.)
یك نتیجه گیری آزاد از مجسمه آزادی
این آزادی كه تائیس نماد آن است، چگونه به دست آمده. آیا این آزادی با همان مشعل كه در دستان بانوی آزادی(!) هست، یا با به آتش كشیدن تمدنهای شرقی كسب شده است؟ نكته دیکر اینکه: تاجی كه بر سر مجسمه آزادی قرار دارد، شامل 25 پنجره و 7 اشعه است كه از آن خارج شده اند. زیر هر اشعه جواهراتی گران قیمت قرار دارد. آیا این جواهرات به گفته "علی معلم" شاعر معاصر، نتیجه "تاراج ملك عجم" نیست...؟
سرانجام.... تائیس، تندیسی از پاریس، همچنان بر آبهای آتلانتیس ایستاده و تباهی و سقوط غرب را با سكوتی شیطانی مینگرد و آرزوی به آتش کشیدن تمدن شرق را پیوسته به قلب دنیای غرب شعلهور نگه میدارد.
نوشتهی : زكیه میری
منابع:
1. حمیدی نیا. حسین؛ ایالات متحده آمریكا، انتشارات مركز چاپ،انتشارات وزارت خارجه
2. اینترنت
3. حسینی، سیدمحمد؛ نظر دیگری درباره ی طراحی از تائیس
به نقل از سایت http://www.qudsdaily.com با تصرف و تلخیص
طرحي از تائيس
سرودۀ استاد :علی معلم
طرحي از تائيس ، طرحی از ابليس
از محبوبۀ مقدونی ملعون
در شبيخون شراب و شعله
در شبگير خشم و خون
طرحی از تائيس ، از قديسۀ بی شرم آتن
معبدش در نيس
ماده ديوی قامتش شش زرع و سيصد پای
چيزی كم
مشعلش در دست و تاجش
بر سر از تاراج ملك جم
رانده شايد پار يا پيرار از پاريس
مانده بر خيزابههای سرخ آتلانتيس
طرحی از تائيس
آنك آن تنديس بیهمتای آزادي
دل ربا بر ساحل دريای آزادي
طرحی از تائيس ، طرحی از تائيس
از محبوبۀ ملعون اسكندر
طرح فرياد زنان جفتجو در مدخل بندر
طرحی از تائيس و مشعل
طرحی از تاراج
طرح قهر ماندانا تا فَروَهَر
تا شمعدان تا خاك
طرح آزادی به رغم بندگی كردن
طرح مشرك
طرح كافر زندگی كردن
طرح اومانيتۀ باليده از تخنه
طرح در ايمان انسان آخرين رخنه
طرحی از تائيس مشعل دار، از ابليس
ماده ديوی مانده بر امواج آتلانتيس
طرحی از تائيس
اين كه ميبينيد بابل نيست. آتن نيست
آتيكاست.
بل نه، آتيكای يونان
بابل مغرور،
امريكاست....
...طرحی از تائيس ، از ابليس
از شيطان آتيكا
لكۀ ننگی است بر ننگ جهان
دامان امريكا
....................................
========================
نوروز 1387 - تخت جمشید
