ما که در جنگ نبودهایم چگونه میتوانیم دربارۀ جنگ بنویسیم؟
این حرف که تا اندازهای درست است گفتۀ بعضی از دوستان نسل سوم است که عشقی آسمانی نسبت به شهدا و ایثارگران دارند ولی در دوران دفاع مقدس یا تولد نشده بودند و یا کودک بودند و همیشه تأسف میخورند که چرا بیست – سی سال زودتر به دنیا نیامدند اما فراموش میکنند که خداوند شهدای هر زمان را طبق ارادۀ ازلی خود مشخص کرده و نسل سوم نیز خالی از شهید نیست و همین دوستان عاشق, شهیدان زندۀ این عصرند و خداوند آنها را برای تداوم را شهدای نسل اول بیست – سی سال دیرتر به دنیا آورده است. پس همۀ ما در جای خود قرار داریم و خطا بر قلم صنع نرفته است.
اما از لحاظ نویسندگی و آفرینشهای هنری باید پذیرفت: کسانی که صحنههای نبرد را ندیدهاند واقعاً نمیتوانند آنگونه که باید و شاید دربارۀ آن بنویسند ولی کسی هم از آنها نخواسته که جنگ را گزارش کنند. بحث ما حفظ و ثبت ارزشهای دفاع مقدس است که نیازی به سابقۀ جبهه و سن و سال و جنسیت و غیره ندارد. البته اگر ما به همان اندازه که «تفنگ به دست» در نسل اول داشتیم «قلم به دست» هم داشتیم تا حالا خیلی از مشکلات حل شده بود ولی حالاکه نداریم (و باید این حقیقت تلخ را بپذیریم) آیا باید صحنه را ترک کنیم؟ نه , هرگز.
آنها وظیفۀ خود را انجام دادند و حالا نوبت ماست. قطعاً اگر آنها اهل قلم بودند به تکلیف خود عمل کرده بودند ولی آنها بخاطر اینکه اهل قلم نیستند و نبودند نباید مؤاخذه شوند چون تکلیف دیگری بر دوش داشتند و سربلند از آن امتحان بیرون آمدند و از همان گروه کسانی هم که اهل قلم بودند کار خودشان را کردند و میکنند, اما در هر حال, تکلیف از ما ساقط نیست.
اکنون بیش از نیم قرن از جنگهای خانمانسوز جهانی میگذرد و بسیاری از مردم آن روزگار دیگر زنده نیستند ولی هنرمندان و نویسندگان نوپای همان کشورها (با استفاده از آرشیو خاطرات بازماندگان آن جنگها و انجام مصاحبه با پیرمردها و پیرزنهائی که گوشههای بسیار کوچکی از آن دوران را به یاد میآورند) پرتوانتر از نسلهای اول و دوم و سوم مشغول نوشتن دربارۀ جنگهای خودشان هستند و دائماً قهرمانسازی میکنند و اهداف ناحق خود را حق جلوه میدهند و اتفاقاً خودشان هم تبدیل به قهرمانان ملی آن کشورها میشوند چون روح مردم هر زمانهای نیاز به الگو و قهرمان دارد و طبیعی است که قهرمانسازی یکی از سیاستهای فرهنگی کشورها دیگر است که سرمایهای همطراز با هزینۀ جنگ روی این موضوع (که حیثیت و هویت آنها را القاء میکند) میگذارند.
به هر حال دربارۀ دفاع مقدس نوشتن کاری مقدس است که توفیق آن نصیب همه کس نمیشود همانگونه که توفیق حضور در جبهههای نبرد حق علیه باطل نیز نصیب همه کس نشد با وجود اینکه راه برای همه باز بود و اکنون نیز راه برای همگان باز(تر) و هموار(تر) است.
نهایتاً نسل جدید ما که در جنگ حضور نداشته , نه فقط میتواند دربارۀ ارزشها و یادگارهای ارزشمند دفاع مقدس مطلب بنویسد بلکه حتی میتواند بعضی از صحنههای نبرد را با کمک تفکر و تخیل و مطالعه و مصاحبههای ظریف و دقیق بازسازی کند و آثاری ماندگار از خود بر جا بگذارد و یکی از اهداف این نوشتار, ارائۀ راهکارهای عملی به عزیزانی است که عاشقند و در این راه دنبال آثار و ردپاهای معشوقهای آسمانی خود میگردند ولی بخاطر برخی از شبههافکنیها, خودشان را شایسته اینکار نمیدانند و میگویند: ما که در جنگ نبودهایم چگونه میتوانیم دربارۀ جنگ بنویسیم؟
والسلام
محمد حسین صادقی
برای شادی ارواح مطهر شهدا , فاتحه مع الصلوات

