اشاره اي كوتاه به سيره اخلاقي و اجتماعي شهيد جواد گلمحمدي
هوالجميل
جواد نه یک فرد عادي بلکه مجموعهاي از كمالات بود.
شهید محمد علی گلمحمدی که اکثر مردم زرقان و دوستان و همکارانش او را با نام صمیمی و خودمانی «جواد گُلو» میشناختند، یکی از نیروهای فعال و مخلص و پرکار سپاه زرقان بود که در روزگاری تمام کارهای فرهنگی، هنری و تبلیغی شهر به او منتهی میشد. شوخ طبعی و خوشروئی و خونگرمی و با طراوتی او به حدی بود که لطافت و طراوت گل محمدی را در ذهنها تداعی میکرد. خستگی و دلسردی و ناامیدی در وجودش نبود و هیچکس از همکاری با او خسته و دلسرد نمیشد. تواضع و فروتنی و تقيد به واجبات و انجام مستحبات جزو ملکات اخلاقی او بود که در تمام زندگی و کارش نمود عینی داشت.
هر کار سختی را با شکیبایی و متانت و مدیریت و ارادهای الهی به عهده میگرفت و بدون اینکه خم به ابرو بیاورد و یا دچار خودنمایی و منتگذاری شود آن را به نحو احسن به انجام میرساند.
در بسیاری از موارد مشکلگشای اکثر کارهای بر زمین مانده بود و با توجه به انرژی بیکرانهای که در وجودش بود، دیگران را نیز راهنمایی میکرد و همیشه سربلند از امتحانات سخت و مأموریتهای محوله بیرون می آمد.
اگرچه درایت خاصی در مدیریت فرهنگی جامعه داشت ولی در کارهای دیگر از قبیل مسائل پشتیبانی و تدارکات و امور نظامی و انتظامی نیز همیشه حضور داشت و در هر کاری احساس تکلیف میکرد. نه فقط در امور مربوط به سپاه بلکه در همکاری با ادارات دیگر و حتی کارهای غیر اداری مثل کارهای مساجد و خانوادهها همیشه به او مراجعه میشد و بدون چشمداشت به رفع مشکلات مردم همت میگماشت و تا کار را به نتیجه مطلوب نمیرساند به کار و پیگیریهایش ادامه میداد البته تمام این اقدامات را با همان خوشروئی و محبت و شوخ طبعی و در نظر گرفتن رضایت الهی به سر منزل مقصود میرساند .
اگرچه اکثریت نسل انقلاب و دفاع مقدس دارای همین روحیات بودند ولی صفتی که جواد را کاملاً از دیگران متمایز میکرد همین نیروی نشاط آفرینی و نیروبخشی همراه با محبت و صمیمیت بود. ممکن بود دیگران گاهی عصبانی شوند، قهر و گلایه کنند، خود محور شوند، رئیس بازی در بیاورند ولی هیچکدام از این صفتها هیچوقت در وجود جواد مشاهده نشد و علیرغم داشتن سوابق و تجارب و مدیریت، همیشه خودش را یک نیروی عادی فرض میکرد و با تمام همکارانش سازگاری کامل داشت و همه در اولین برخورد جذب اخلاق محمدیاش می شدند. جواد نه یک فرد عادي بلکه مجموعهاي از كمالات بود.